زهر حسرت
شاید این جهان / جهنم سیاره دیگری باشد / کسی چه میداند . کافکا
اشتباه نکن نه زیبایی تو ... نه محبوبیت تو ... مرا مجذوب خود نکرد تنها آن هنگام که روح زخمی مرا بوسیدی عاشقت شدم ! چقدر عاقلند آنهایی که در عشق احمقند !
ما به یکدیگر نیاز داریم شعرهایم تو را نجات خواهند داد و دعای خیرت من را نجاتم ده از این برزخ !
تمام زندگی ام را باختم به دو کلمه حرف دروغ تو اما با این همه نمیدانم چرا هنوز دلخوشم به دروغ های شیرینت به دنیای کوچکت و تیله طلایی چشمانت
این بار از پا به خواب میروم کم کم دست هایم و موهایم بر پیشانی خشک می شود . درخت را می فهمم که بارها پائیز و زمستان را دویده است تا به بهار برسد اما دیگر ... باور کن حتی اگر همه برگهایم نیز سبز شوند زمستان رفتنت را از یاد نخواهم برد .
سال نو بر همه عزیزانم مبارک .


| Design By : Pars Skin |

